زن ایرانی

بعد از چند ماه دوری دوباره برگشتم با مطالب جدید

دوباره سلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 18:41  توسط فرناز  | 

سیمین معرفت

سیمین معرفت

ابتدا مطلبي در مورد خدمات خانم سيمين معرفت
هفته‌نامه سانفرانسيسكو كرونيكل در رپرتاژي با عنوان «جهاني عمل كردن، عملي زيستن» به‌قلم ادوارد گوتمن مي‌نويسد:
يك سنجاق برداريد و روي يك نقشۀ جهان هركجا كه خواستيد فرو كنيد. بخت آن كه سيمين معرفت در آنجا بوده باشد، هست. او كه پرستاري در سانفرانسيسكو و يك بهيار داوطلب است تا كنون به ۶۲ كشور جهان سفر كرده آن هم بيشتر كشورهاي جهان سوم. او در يتيم‌خانه‌هاي رواندا پوشك بچه‌ها را عوض مي‌كند و به آنها غذا مي‌دهد. در زامبيا و زيمباوه قابلگي مي‌كند و بچه به‌دنيا مي‌آورد. به‌عنوان مربي روابط جنسي در تايلند براي زنهااز خطرات ايدز حرف مي‌زند و در پاكستان بچه‌ها رادر اردوگاههاي مهاجرين واكسن مي‌زند. در ايران از بيماراني كه عمل قلب باز داشته‌اند پرستاري مي‌كند.

سيمين مي‌گويد: «من يك پرستار دستيار طبيب هستم. در سانفرانسيسكو زندگي مي‌كنم و به هر كجا كه بخواهند مي‌روم.» او امروز دانشجوي فوق ليسانس رشتۀ طراحي بهداشتي در مركز پزشكي دانشگاه كاليفرنيا در سانفرانسيسكو (U.C.S.F) يكي از معروفترين مراكز پزشكي آمريكاست. معرفت كه حالا سي و سه سال دارد مي‌گويد من هر سه ماه يك بار دلم مي‌خواهد خانه و كارم را در سانفرانسيسكو ترك كنم و براي يك ماه يا شش ماه بار سفر ببندم.
او به هركجا كه سفر مي‌كند متوجه مي‌شود كه چه نياز بزرگي به خدمات پزشكي وجود دارد و چه كمبود عظيمي در اين زمينه به چشم مي‌‌خورد. معرفت مي‌گويد كه مدتهاست سرگردان اقاليم غربت در سراسر جهان است. در فوريه ۲۰۰۰ او در مالي و كامرون بوده، در ماه مي همان سال رهسپار كوستاريكا و هندوراس شده، در ماه مارچ ۲۰۰۱ در ايران، افغانستان و پاكستان بسر مي‌برده و در اكتبر ۲۰۰۳ به كوبا سفر كرده و در دسامبر همان سال به ويتنام رفته است. در مارچ ۲۰۰۴ در شيلي، آرژانتين، پرو و بوليوي بوده و در اوت ۲۰۰۶ رهسپار كرواسي و اسلواني شده است.
معرفت كه تا يازده‌سالگي در ايران بسر برده است مي‌گويد من همه اين كارها و سفرها را خودم به‌ميل خود انجام داده‌ام. كاري كه معمولا يك زن خاورميانه‌اي نمي‌كند. برادرش بابي، كه چشم‌پزشك ساكن توپكا در ايالت كانزاس است مي‌گويد سيمين غير قابل توقف و جلوگيري است. او مي‌گويد فكر مي‌كنيد من براي كارهاي او دلم شور نمي‌زند؟ سعي نكرده‌ام كه در مورد اينطور زندگي پر ماجرا و حادثه، با او حرف بزنم؟ مسلماً خير. زيرا اين طريقي است كه او خود انتخاب كرده و از آن لذت مي‌برد.
او در اتاق ناهارخوري خانه‌اش در حالي كه شلوار جين به‌پا و بلوز سياه به‌تن دارد مي‌گويد: «من وقتي مي‌بينم كه وجودم براي ديگري مؤثر واقع شده است راضي مي‌شوم و لذت مي‌برم. هنگامي كه به كسي برمي‌خورم كه از ابتدايي‌ترين امكانات بهداشتي و حمايت خانوادگي بي بهره است بلافاصله با او احساس همبستگي مي‌كنم. من باور دارم كه ما سلولهاي يك بدن واحد به‌نام انسانيت هستيم.»
«رواندا» بيش از هر كشور ديگري معرفت را تحت تأثير قرار داده است. در فوريه ۲۰۰۵ يازده سال بعد از آن كه هشتصد هزار رواندايي در يك قتل عام حكومتي طي صد روز كشته شدند، معرفت وارد كيگالي پايتخت اين كشور شد. او در اردوگاه‌هاي پناهندگان به كار پرداخت و با كودكان يتيمي مواجه شد كه ناظر قتل پدر و مادرشان بوده‌اند و در كوچه‌هاي دهكده‌ها تكه‌پاره‌ها و جنازه‌هاي به‌خون خفتۀ خويشان خود را ديده‌اند. حالا اين بچه‌ها به مدرسه مي‌روند و در جستجوي زندگي بهتري هستند.
برابر آخرين آمار، در كشورهاي جنوب صحراي آفريقا ۴۳ ميليون كودك يتيم زندگي مي‌كنند. در رواندا كه ده درصد از جمعيت خود را در جريان آن قتل عام از دست داد، اكنون ششصد هزار كودك يتيم و بي‌سرپرست وجود دارد. اين كودكان غالباً بازماندگان قتل عام هستند و بعضاً هم پدر و مادر خود را بر اثر ايدز و يا مالاريا از دست داده‌اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 11:2  توسط فرناز  | 

ايراني، يكي از10 مغز برتر آمريكا

دکتر مریم میرزا خانی استاد جوان ایرانی،

 یکی از ۱۰ مغز برتر آمریک ا

ميرزاخاني از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار

سقوط اتوبوس حامل نخبگان رياضي دانشگاه

صنعتي شريف به دره در اسفندماه سال 76

است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 9:48  توسط فرناز  | 

دختر کم توقعی

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.

اگر می گویم باید
تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید
خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست
 هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید
ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور
 ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو
خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن،
 خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر
عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا
 دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

اگر دوست دارم
ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم
می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!

اگر می گویم هرسال برویم یک
کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!

اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...

اگر
جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست
 داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 15:11  توسط فرناز  | 

4 تیر یادت نره

یادتون باشه که همیشه عزیزانمون را در بهترین زمان فراموش نکنیم

عشق همه بچه های ایران عشق پیش کش تمام مادران دنیا از جمله مادر خودم ..

مادر روزت مبارک

مردی در مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید :دختر خوب ، چرا گریه می کنی ؟

دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود/ مرد لبخندی زد و گفت:با من بیا ، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم .

وقتی از گل فروشی خارج می شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست ؟ می خوای برسونمت ؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت : آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد .

مرد او را به قبرستان برد و دختر روی قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت ، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

یادت نره یک مادری دارید که همیشه با شما بوده و هست

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 11:30  توسط فرناز  | 

هزینه عشق

 

شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر که در حال اشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود صورتحساب !!!

 کوتاه کردن چمن باغچه 5 دلار

 مراقبت از برادر کوچکم 2 دلار

 نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3 دلار

 بیرون بردن زباله 1 دلار

جمع بدهی شما به من :12 دلار

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این عبارت را نوشت:

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ

بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ

بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ

و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است.

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت: مامان ... دوستت دارم ،

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت:

قبلاً بطور کامل پرداخت شده

قابل توجه اونهائی که فقط خودشونو میشناسند و فکر میکنند مرور زمان انها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند. بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم . کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 11:43  توسط فرناز  | 

هر زني زيباست

پسرکي از مادرش پرسيد: مادر چرا گريه مي کني؟
 
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمي دانم عزيزم، نمي دانم.
 
پسرک نزد پدرش رفت و گفت: بابا، چرا مامان هميشه گريه مي کند؟ او
 
چه مي خواهد؟
 
پدرش تنها دليلي که به ذهنش مي رسيد، اين بود: همه زنها گريه مي
 
کنند، بي هيچ دليلي!
 
پسرک بزرگ شد ولي هنوز از اينکه زنها خيلي راحت به گريه مي
 
افتند، متعجب بود.
 
يک بار در خواب ديد که دارد با خدا صحبت مي کند، از خدا پرسيد:
 
خدايا، چرا زنها اين همه گريه مي کنند؟
 
خدا جواب داد: من زن را به شکل ويژه اي آفريده ام،
 
به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل کند،
 
به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل کند،
 
به دستهايش قدرتي داده ام که حتي اگر تمام کسانش دست از کار بکشند،
 
او به کار ادامه دهد.
 
به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد، حتي
 
اگر او را هزاران بار اذيت کنند.
 
به او قلبي داده ام تا همسرش رادوست بدارد، از خطاهاي او بگذرد و
 
همواره در کنار او باشد.
 
و به او اشکي داده ام تا هر هنگام که خواست، فرو بريزد. اين اشک را
 
منحصراً براي او خلق کرده ام تا هرگاه نياز داشته باشد، بتواند از آن
 
استفاده کند.
 
زيبايي يک زن در لباسش، موها يا اندامش نيست. زيبايي زن را  بايد
 
در چشمانش
 
جست و جو کرد زيرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.
 
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 11:46  توسط فرناز  | 

نخستين بانوي استاد فيزيك ايران

نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان امروز) مي‌داند. 

آلينوش طريان در سال 1299 در خانواده ارمني در تهران متولد شد. وي در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيك از دانشكده علوم دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل و در مهرماه همان سال به سمت كارمند آزمايشگاه فيزيك دانشكده علوم استخدام شد و يكسال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشكده علوم منصوب شد.
پس از تلاش بي‌نتيجه براي متقاعد كردن استادش (دكتر حسابي) براي كمك به اعزام وي به خارج از كشور، با هزينه شخصي خود به بخش فيزيك اتمسفر دانشگاه پاريس رفت.
دانشنامه دكتراي دولتي را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي(1335 شمسي) دريافت كرد و به دليل خدمت به كشورش پيشنهاد كرسي استادي دانشگاه سوربن را رد كرد و به ايران بازگشت و با سمت دانشيار فيزيك رشته ترموديناميك در گروه فيزيك مشغول به كار ‌شد.
در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد‌خانه فيزيك خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد و وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت 4 ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.
3 سال بعد در تاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا كرد و بدين ترتيب او اولين فيزيكدان زن است كه در ايران به مقام استادي رسيد.
در تاريخ 29 آبان سال 45 عضو كميته ژئو فيزيك دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغاز كرد.
وي كه اولين كسي بود كه در ايران درس فيزيك ستاره‌ها را تدريس كرد، در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.

عزت‌الله ارضي رئيس انجمن فيزيك ايران كه مدتي دانشجوي آلينوش طريان بوده است در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: استاد طريان بسيار مهربان بود، با دانشجويان به صورت دوستانه و محترمانه رفتار مي‌كرد و با همه دوست بود. منش و برخورد انساني از ويژگي‌هاي بارز وي است. وي يكي از تاثيرگذاران بر علم فيزيك خورشيدي در ايران بود كه منجر به رشد شاخه اختر فيزيك و فيزيك ستاره‌ها شد.

آلينوش طريان منزل خود را وقف كرده و از آنجا كه فرزند و بستگاني در ايران ندارد هم اكنون در خانه سالمندان به سر مي‌برد.
براي گفت‌وگو با نخستين بانوي استاد فيزيك ايران به همراه يكي از همكاران قديمي‌اش به آسايشگاه سالمندان توحيد رفتيم. با روي باز و در حالي كه شادي و رضايت در چهره‌اش نمايان بود از ما استقبال كرد و با لبخند ما را دعوت به نشستن كرد.
وقتي از وي خواستيم خاطره‌اي از دوران تدريسش در دانشگاه براي ما تعريف كند، خنده‌اي كرد و گفت: تمام خاطراتي كه در دروان تدريس داشتم براي من شيرين است. من دانشجوها را خيلي دوست داشتم و بالطبع دانشجوها هم من را خيلي دوست داشتند و اين مسئله باعث شده بود تا كوچكترين ناراحتي‌اي در دوران تدريسم احساس نكنم و با دانشجويانم مثل دوست رفتار مي‌كردم و اصلا خودم را نمي‌گرفتم. معلم بايد مهربان باشد زيرا مهرباني را بايد به دانشجوها و دانش آموزانش ياد دهد چرا كه اين جوانان آينده كشور هستند . اگر اساتيد بداخلاق باشند، نمي‌تواند درس اخلاق بدهند.

* بهترين خاطره

30 سال تدريس در دانشگاه تهران و تاسيس رصدخانه خورشيدي در ايران.

* علت اصلي موفقيتتان در دوران تدريس

رفتار انساني. يكي از همكارانم روزي از من پرسيد چرا اينقدر دانشجوها به شما سر مي‌زنند و با شما صحبت مي‌كنند در حالي كه اين دانشجويان پيش من نمي‌آيند. من در جواب او گفتم حتما رفتارت طوري نبوده كه بتواند دانشجويان را جذب كند.

* براي سفر به فرانسه از بورس تحصيلي استفاده كرديد؟

در دوران تحصيل هميشه نمرات بالا داشتم و مورد توجه معلمين و اساتيد بودم. در زماني كه ليسانس گرفتم از استاد خود براي گرفتن بورس كمك خواستم اما وي به دليل اينكه من زن بودم با بورس من موافقت نكرد و به من گفت تا الان هم زيادي درس خواندم. پدرم گفت من مي‌توانم هزينه تحصيل تو را در فرانسه تقبل كنم و بورس را براي افرادي بگذار كه واقعا احتياج دارند. با هزينه شخصي به فرانسه رفتم و دكتراي خود را از دانشگاه سوربن گرفتم و سپس با وجود پيشنهاد كرسي استادي در دانشگاه سوربن به كشورم بازگشتم.

* چه چيزي باعث شد اين پيشنهاد را رد كنيد؟

من علاقه داشتم به كشورم، ايران، خدمت كنم. وگرنه در همان فرانسه در حالي كه هنوز فارغ‌التحصيل نشده بودم، از من دعوت به كار كردند و در جواب استاد فرانسويم كه مي‌خواست من را استخدام كند گفتم كه من بايد برگردم به كشورم و فقط براي بهتر خدمت كردن به كشورم براي تحصيل به فرانسه آمدم.
بعد از برگشتن به ايران، خيلي‌ها به من مي‌گفتند كه حماقت كردي، اما من چون وظيفه خودم مي‌دانستم كه برگردم، برگشتم و از برگشتنم به ايران پشيمان نيستم زيرا كه توانستم دانشجويان خوبي تحويل جامعه بدهم و اين مسئله باعث دلخوشي من است.

* سفري هم به آلمان داشتيد؟

دولت آلمان بورس مطالعاتي رصد‌خانه فيزيك خورشيدي را به ايران داد كه از ميان همكاران در دانشگاه تهران من انتخاب شدم و به مدت چند ماه براي فعاليت تحقيقاتي به اين كشور سفر كردم.

* چطور شد كه به فكر تاسيس رصدخانه خورشيدي افتاديد؟

وقتي به ايران برگشتم و در دانشگاه مشغول به كار شدم ، درخواست كردم كه رصدخانه خورشيدي راه‌اندازي شود تا دانشجويان بتوانند مطالعات و تحقيقات خود را در اين رصدخانه انجام دهند. رصدخانه خورشيدي با نظارت من افتتاح شد.

* به چند زبان خارجي آشنايي داريد؟

مادرم در سويس تحصيل كرده بود. هم مادرم و هم پدرم به زبان فرانسه، فارسي و ارمني مسلط بودند و بسياري از مواقع با هم به زبان فرانسه صحبت مي‌كردند. من و برادرم هم كه از كودكي به زبان ارمني و فارسي آشنا بوديم براي فهميدن حرف والدينمان زبان فرانسه هم ياد گرفتيم و آن‌ها را غافلگير كرديم.به زبان تركي و انگليسي نيز آشنايي دارم. زيرا بسياري از مقالات و مجلات علمي به زبان انگليسي هستند.

* از حقوق خود راضي بوديد؟

من حقوق بسيار كمي دريافت مي‌كردم. متاسفانه در ايران، ارزش اساتيد را نمي‌دانستند. بعد از فارغ‌التحصيلي يكي از دوستان پدرم كه شركت داشت به من پيشنهاد كار با حقوقي تقريبا 10 برابر داد اما به خاطر علاقه به تحصيل، حرفه خود را رها نكردم. متاسفانه ارزش دانشمند در كشور ما هنوز به جايگاه واقعي خود نرسيده است.

* تا كنون سفري به ارمنستان داشتيد؟

متاسفانه تا به حال به ارمنستان سفر نكردم و اين آرزوي دوران جواني من بود. زمان قبل از انقلاب مرزهاي ارمنستان بسته بود و اگر كسي به اين كشور سفر مي‌كرد از كار اخراج مي‌شد، نتوانستم سفر كنم و بعد از انقلاب هم ديگر توانايي سفر به اين كشور را نداشتم.

*اگر بتوانيد به عقب بازگرديد، چكار خواهيد كرد؟

اگر به زمان قديم برگردم بازهم همين راه را ادامه مي‌دهم و تغييري در زندگي خود نخواهم داد چون به تحصيل و تدريس خيلي علاقه داشتم من افتخار مي‌كنم كه توانستم در دانشجويانم عشق به فيزيك ايجاد كنم. بسياري از دانشجويان من هم‌اكنون استاد دانشگاه هستند و در زمينه فيزيك حرف براي گفتن دارند.

* توصيه‌اي به اساتيد و دانشجويان داريد؟

اساتيد بايد به طور مرتب مطالعه داشته باشند و بايد اطلاعات خود را مطابق با مطالب روز كنند و دانشجويان هم بايد خوب درس بخوانند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 12:27  توسط فرناز  | 

بازگشت نخستين زن ايراني مسافر از قطب جنوب به كشور

 

آيرين شيوايي، دانشجوي ايراني كه در قالب يك برنامه علمي دوهفته‌يي به همراه گروهي از محققان و دانشجويان از كشورهاي مختلف به سرزمين‌هاي يخ‌زده قطب جنوب سفر كرده بود ، بامداد چهارشنبه به تهران بازگشت.
شيوايي كه نخستين زن ايراني است كه از مبدا ايران به قاره جنوبگان سفر كرده است، بامداد دوشنبه 3 دي 86، تهران را به مقصد پاريس ترك كرد و پس از آن به بوينوس آيرس آرژانتين رفت تا با پيوستن به گروه بين‌المللي در برنامه Students On Ice سفرش را به سوي جنوبگان آغاز كند.

برنامه «دانشجويان بر روي يخ» ، برنامه‌اي آموزشي براي شناخت شمالگان و جنوبگان و افزايش آگاهي عمومي درباره اين منطقه و جلب توجه جهانيان به موضوع «گرمايش زمين» است.
در سفر امسال اين گروه به جنوبگان، 64 دانش‌آموز و دانشجو به همراه 25 دانشمند، كارشناس و راهنما از سراسر جهان شركت داشتند و انوشه انصاري، نخستين فضانورد ايراني، حمايت مالي از حضور يك دانشجو از ايران در اين سفر را برعهده گرفته بود.

آيرين شيوايي، دانشجوي فيزيك دانشگاه تهران كه براي اين سفر انتخاب شده بود، همچنين همكار تحريريه ماهنامه نجوم و برنامه تلويزيوني آسمان شب است.
راهنماي اين سفر Geoff Green ماجراجو،‌ محيطدان و معلم كانادايي بود كه 15 سال راهنمايي گروه‌ها و هيات‌هاي اعزامي به قطب و سفرهاي ماجراجويانه از قطب تا قطب است.
فرد روتز از پيشگامان مطالعات زمين‌شناسي در جنوبگان كه در نخستين بررسي علمي بين‌المللي قاره جنوبگان در سال هاي 1949-52 به عنوان زمين‌شناس ارشد حضور داشته و همچنين ميخائيل تورين فضانوردي كه 215 روز در ايستگاه فضايي به سر برده و در آخرين سفر نيز انوشه انصاري را همراهي كرده است از ديگر اعضاي هيات علمي اعزامي به قطب بودند.
آيرين شيوايي و ديگر مسافران برنامه «دانشجويان بر روي يخ» ، در ابتداي سفرش عازم «اوشوآيا» جنوبي‌ترين شهر جهان در جنوب آرژانتين شده و پس از اقامتي دو روزه و بازديد از منطقه‌اي پر از گل و لاي كه سال‌هاي دور پر از يخ بوده است و در اثر گرم شدن زمين ذوب شده‌اند دوباره‌ به اوشوآيا بازگشتند.

بعد از ظهر جمعه هفتم دي ماه به وقت آرژانتين، گروه، سفر خود را با كشتي «اوشوآيا» كه جزو معدود كشتي‌هايي است كه مي‌تواند در ميان يخ‌ها شناور باشد به سوي بكرترين قاره جهان آغاز كرد.
آنها پس از دو روز با عبور از گذرگاه Drake Passage به نخستين جزيره در جنوبگان به نام جزيره elephant رسيدند و پس از بازديد يك شب در آنجا ماندند.
صبح روز بعد، اين مسافران از منطقه‌اي از جزيره موسوم به point wild كه آب و هوايي بسيار توفاني دارد بازديد كردند و روز سه شنبه به جزيره Deception رسيدند. اين جزيره كالدرايي آتشفشاني است (زميني كه در اثر فعاليت آتشفشاني نشست كرده است) و به دليل همين فعاليت‌هاي آتشفشاني محدود با وجود قرار داشتن در عرض هاي زير منفي 60 درجه در نواحي ساحلي آن، آب گرم است. اين گروه از تنگه Neptune Bellows به خليج Whaler رسيدند.

از فيل تا نيرنگ مجموعه جزايري است كه shetland نام دارد. اين افراد پس از گذشتن از اين مجموعه جزاير به سمت شبه جزيره جنوبگان رسيدند كه خشكي‌هاي اصلي جنوبگان است و طي روزهاي بعد از جزايري نظير جزيره Danco و قله دانكو كه مرتفع‌ترين بلندي اين جزيره است ديدن كردند.
به گزارش ايسنا، گروه در خط ساحلي دانكو از پناهگاه هاي Neko و خليج Paradise نيز ديدن كردند و بلافاصله عازم كانال Lemair شدند.
گروه دانشجويان بر روي يخ، ‌پنجشنبه گذشته به بازديد جزيره Yalours و Port Lockroy رفت و سپس روز جمعه عازم آخرين مقصد خود در جنوبگان يعني خليج Wilhelmina شد. آن‌ها پس از دو روز دوباره به اوشوآيا بازگشتند.
جنوبگان، سردترين، خشكترين، مرتفع ترين و بكرترين قاره جهان است كه بيش از 90 درصد آب شيرين جهان به صورت يخ در اين قاره جمع شده است و نقش حياتي در اقليم زمين دارد. به جنوبي ترين نقطه اين قاره (عرض 90-) قطب جنوب گفته مي شود.
گفتني است، پيش از اين چهار ايراني ديگر به قطب جنوب سفر كرده‌اند كه آخرين آنها حميد جديري خداشناس و بابك امين تفرشي (منجمان آماتور) بودند.

منبع خبر : جام جم آنلاين


 

__________________
+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 10:53  توسط فرناز  |